الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

383

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

اخرى ، و قسط « 1 » آخرون ) . اين سه گروه - همان گونه كه غالب شارحان نهج البلاغه يا همهء آنان گفته‌اند - به ترتيب : اشاره به آتش افروزان « جنگ جمل ، نهروان و صفّين » است . آتش افروزان جنگ جمل ( طلحه و زبير كه از وجود عايشه براى تحريك مردم بهره گرفتند ) به عنوان « ناكثين » يعنى پيمان شكنان ، ذكر شده‌اند ، چرا كه اينها با على ( ع ) بيعت كردند امّا چون انتظارشان يعنى سهيم شدن در امر خلافت و امارت حاصل نشد به شهر بصره آمدند و آتش اختلاف را بر افروختند . « مارقين » ، اشاره به آتش افروزان جنگ « نهروان » است ، آنها همان گروه « خوارج » بودند كه بعد از داستان « حكمين » در « صفّين » بر ضدّ امام ( ع ) برخاستند و پرچم مخالفت را برافراشتند . اين واژه از مادّهء « مروق » به معناى پرش تير از كمان است گويى آنها قبلا در دايرهء حق بودند ولى به خاطر تعصّبهاى خشك و نادانى و خودخواهى ، از مفاهيم اسلام و تعليمات آن به دور افتادند . « قاسطين » اشاره به « اهل شام و لشكر معاويه » است ، زيرا « قسط » هم به معناى عدالت و هم به معناى ظلم و طغيان و فسق آمده است . قابل توجّه اين كه : اين تعبيرات در بارهء اين سه گروه - طبق مدارك معروف اسلامى - از قبل ، در حديث پيامبر اكرم ( ص ) با صراحت پيش‌بينى شده ، « حاكم نيشابورى » در « مستدرك الصّحيحين » از « ابو ايوب انصارى » نقل مىكند كه گفت :

--> ( 1 ) « قسط » گاه به معناى « ظلم و عدول از حق » آمده ، لذا « قسط » ( بر وزن فقط ) به افرادى گويند كه پاهايشان كج و معوج است و گاه به معناى « عدالت » . « راغب » در « مفردات » مىگويد : « قسط » به معناى « سهم و نصيب » است و هر گاه سهم و نصيب ديگرى گرفته شود قسط به آن گفته مىشود و اين مصداق ظلم است و « اقساط » به معناى پرداختن قسط و سهم ديگرى است و اين عين عدالت است . بنا بر اين هر دو معنى به يك ريشه بر مىگردد . در « لسان العرب » مىگويد : در حديث على ( ع ) آمده : « امرت بقتال النّاكثين و القاسطين و المارقين » سپس لسان العرب مىافزايد : « و القاسطون اهل صفّين » .